×
×
آخرین خبر ها
  • پدیده‌منحوس‌قتل‌های‌ناموسی‌و‌عزیزکشی؛‌عصرقتل‌های‌خاموش!

  • کد نوشته: 290
  • 11 بهمن 1403
  • روز شنبه 6 آذرماه 1403 خبري دردناک‌ از ميان انبوه اخبار متعددي مخابره شد که خيلي تلخ و جانکاه بود، »کاني‌.ع« دختر نوجوان 17ساله اهل روستاي ماشکان پيرانشهر به‌دست پدرش و با ضربات چاقو به قفسه سينه‌اش کشته شد.
    پدیده‌منحوس‌قتل‌های‌ناموسی‌و‌عزیزکشی؛‌عصرقتل‌های‌خاموش!

      روز شنبه ۶ آذرماه ۱۴۰۳ خبری دردناک‌ از میان انبوه اخبار متعددی مخابره شد که خیلی تلخ و جانکاه بود، »کانی‌.ع« دختر نوجوان ۱۷ساله اهل روستای ماشکان پیرانشهر به‌دست پدرش و با ضربات چاقو به قفسه سینه‌اش کشته شد. در این خصوص سرهنگ یونس ارجمند، فرمانده انتظامی شهرستان پیرانشهر، می‌گوید‌: پس از وقوع قتل دختر ۱۷ساله با ضربات چاقو، رسیدگی به این موضوع به‌سرعت در دستور کار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت. تیم ویژه کارآگاهان با انجام اقدامات اطلاعاتی و بررسی‌های همه‌جانبه موفق شدند متهم را در کمتر از یک ساعت شناسایی و دستگیر کنند. وی افزود: »در بازجویی‌های تخصصی، متهم به قتل با انگیزه اختلافات خانوادگی اعتراف کرد.« بر‌اساس گزارش‌ها و شنیده‌ها، عموی کانی نیز سال گذشته دختر خود را با انگیزه ناموسی به‌همین شیوه به قتل رسانده بود. این حوادث پی‌درپی، بار دیگر زنگ خطر درباره خشونت‌های ناموسی در زاگرس و منطقه‌ی غربی کشور را به صدا درآورده است. از این‌دست موارد، همچنان دیده می‌شود. به‌ویژه آنکه در مکان‌هایی، قوم‌ها و عشیره‌ها هنوز شیوه‌ی زیستی خود را حفظ کرده‌اند، دیدن چنین مواردی بیشتر است. ‌در مواردی چون قتل‌های ناموسی باید گفت که به‌سبب عدم شکایت اولیای دم ناشی از وجود رابطه خویشاوندی و غلبه فرهنگ قومی قبیله‌ای و قتل فرزند توسط پدر‌، عموما مجازات شدیدی در انتظار مرتکب قتل نیست. یکی از مهمترین اتفاقاتی که تا‌کنون به تکرار قتل‌های ناموسی در ایران و به‌ویژه غرب کشور عزیزمان منجر شده، پنهان‌کاری در آمار آسیب‌های اجتماعی و جلوگیری از انجام پژوهش‌های میدانی است.

    بر‌اساس گزارش‌های بین‌المللی، ایران یکی از چهار کشوری است که به کنوانسیون سازمان ملی برای رفع هرگونه تبعیض علیه زنان ملحق نشده است و همین می‌تواند زمینه‌ای برای آن باشد که هیچ اطلاعات منسجمی برای تحلیل موقعیت قتل‌های ناموسی و سرنوشت مرتکبان در دست نباشد. اما مجلس ایران در سال‌های اخیر در‌حالی که به مسائلی چون ایجاد محدودیت در فضای مجازی و فیلترینگ اولویت رسیدگی و قانون‌گذاری داد به لایحه‌های مربوط به حمایت از زنان و کودکان اولویت نداده است. در این اوضاع‌ رسانه‌ها باید بر لزوم دور‌کردن خانواده‌ها از تعصبات قومی و قبیله‌ای و سنتی تاکید نمایند و توجه داشته باشند نمی‌توان قتل فرزندان توسط والدین یا یکی از اعضای خانواده و همسر را با حربه مجازات مهار کرد. تحقیقات صورت‌گرفته در ۴ دهه‌ی گذشته در علم جرم‌شناسی و جامعه‌شناسی جنایی و روان‌شناسی جنایی، ثابت می‌کند که بزهکاری در جامعه، قبل از اینکه مربوط به مجازات و اعمال آن باشد، عمدتا برآیند سیستم اقتصادی و فرهنگی ماست.‌ »شکیبا.ب« در کرمانشاه به قتل رسید و حال »کانی.ع« ‌دختر پیرانشهر چون پدران‌شان این اقدام را تکلیف قومی و خانوادگی خود می‌دانستند و در‌صدد پاک‌کردن چیزی بودند که به آن می‌گویند لکه ننگ. قاتلان می‌دانستند که با همین قوانین موجود در صورت ارتکاب قتل، مجازات خواهند شد ولی مرتکب قتل شدند. قانون حمایت‌گر، شرط توقف این اقدامات نیست، شرط اضافی است. وقتی بسترهای ارتکاب رفتار مجرمانه و زن‌ستیزانه در جامعه‌ای زن‌ستیز وجود دارد، نمی‌توان با قانون مانع آن شد. قطعا میزان مجازات کیفری می‌تواند از میزان خشونت‌ها علیه زنان بکاهد اما با این اتفاقات رشد فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی جامعه از بین می‌رود.

    مشکل ما تعصب نسبت به ارزش‌های فرهنگی در میان خانواده‌هاست که با خواسته‌های امروز جوانان در مغایرت است. امروز شاهد ایجاد پارادوکس میان مطالبات جوانان و خانواده‌ها هستیم. روش سنتی می‌گوید برای حل این پدیده، به نظام کیفری سرکوبگر رو ‌بیاوریم و مثلا مجازات‌های اعدام و قصاص را بیشتر کنیم حال آنکه تجربه‌ی چهل سال گذشته می‌گوید در هر حوزه‌ای که این اتفاق صورت گرفت، نتیجه رضایت‌بخش نبود و موجب کاهش جنایات نشد و ما در جای‌جای قانون در بحث حمایت از زنان با چالش مواجه‌ایم، از مبحث دیه تا ارث، از فعالیت اجتماعی و سیاسی گرفته تا طلاق و حتی کوچک‌ترین رفتار زن، جامعه با چالش مواجه است.

    به‌عنوان سخن پایانی باید گفت که تبعیض علیه زنان در جامعه و قانون وجود دارد اما در مبحث قتل‌های ناموسی اصلاح قوانین به‌تنهایی کارآمد نیست زیرا آنچه که این‌روزها رسیدگی به ماجرای قتل‌های ناموسی را پیچیده‌تر می‌کند علاوه‌بر بی‌تفاوتی دولتمردان و قانونگذاران، وضعیت ملتهب جامعه ایران است که از اولویت توجه به این مقوله می‌کاهد پس به امید روزی که با سیاستگذاری درست و به‌جا این پدیده منحوس قتل‌های ناموسی و عزیزکشی در ایران و به‌ویژه نقاط غرب ایران رخت بر‌بندد و از ما در یادها عنوان مردان و زنان عصر مرگ و قتل خاموش یاد نکنند. باید بپذیریم که تنها راه برون‌رفت از این بن‌بست، ریشه‌یابی و پژوهش‌های جامع و کامل است که می‌تواند این آمار را به‌طور چشم‌گیری کاهش دهد. در این مقوله وظیفه‌ی دولت، نهادهای قانون‌گذار و مراکز علمی و پژوهشی بسیار سنگین‌تر است و همه باید این مساله را به‌سمت راه‌حل پیش ببرند.

    نویسنده: محمد حقيقی‌راد
    منبع: نقد حال
    برچسب ها

    بیشتر بخوانید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آمارگیر وبلاگ